سخن دل

کاش می شد اندکی عمیقتر و با دل بازتر به

زندگی نگاه می کردیم و مهربانیها و عشق را

فدای چیزهای ظاهری و زود گذر نمی کردیم و

دل عزیزانی را که همواره در فکرمان بودند نمی

 شکستیم اساس زندگی بر پایه یاری و

فداکاری در لحظات دشوار و پیشامدهای ناگوار

 است و این است که دلها را به هم نزدیک می

کند از خدای منان می خواهم که این فهم و

درک رو به تمامی آدمهای خوب دنیا عطا فرماید

و فراموش نکنیم که قوانین دنیا بسیار دقیق و

سخت است پس مواظب باشیم کسی ازمون

نرنجد.

یا الله

/ 3 نظر / 3 بازدید
رضا (عشق من شبنم)

می سوزد از خیال تو باغ جوانی ام رحمي ! که مُردم ای نفست زندگانی ام در سینه دارم از غم عشق تو داغ ها آبی بریز بر دل آتشفشانی ام روحم کبوتری است پر و بالش از خیال ای از تو هر خیال ! کجا می گشانی ام؟ تا یک نفس به حال دل خسته بنگری عمری است بیقرار تبی ناگهانی ام! بیچاره عاشقی که ندارد نشانه ای از یار غار خویش و من آن بی نشانی ام ای جان جان! به ساعت دیدارمان قسم دیوانه ی مکاشفه ای آنچنانی ام! گیرم که محرم غم عشق تو نیستم این شرط لطف نیست که از دربرانی ام لطف تو شامل قلم طبع من شده است ور نه لباس لفظ نپوشد معانی ام یارا ! رهین عشق توام تا که می کشی دست نوازشی به سر ناتوانی ام[گل]

رضا (عشق من شبنم)

می سوزد از خیال تو باغ جوانی ام رحمي ! که مُردم ای نفست زندگانی ام در سینه دارم از غم عشق تو داغ ها آبی بریز بر دل آتشفشانی ام روحم کبوتری است پر و بالش از خیال ای از تو هر خیال ! کجا می گشانی ام؟ تا یک نفس به حال دل خسته بنگری عمری است بیقرار تبی ناگهانی ام! بیچاره عاشقی که ندارد نشانه ای از یار غار خویش و من آن بی نشانی ام ای جان جان! به ساعت دیدارمان قسم دیوانه ی مکاشفه ای آنچنانی ام! گیرم که محرم غم عشق تو نیستم این شرط لطف نیست که از دربرانی ام لطف تو شامل قلم طبع من شده است ور نه لباس لفظ نپوشد معانی ام یارا ! رهین عشق توام تا که می کشی دست نوازشی به سر ناتوانی ام[گل]

انا

هم تو قاطي داري هم اين رضا[خنده]